jemandem ins Handwerk pfuschen

Aussprache: /ˈjeːmandəm ɪns ˈhantvɛrk ˈpfʊʃn̩/
Worttrennung: je·man·dem ins Hand·werk p·fu·schen
اصطلاح

در کار کسی دخالت کردن (به‌ویژه با خرابکاری یا بی‌کفایتی)

Bedeutungen

1

به طور نامناسب یا مخرب در کار یا حرفه کسی دخالت کردن، به‌خصوص اگر این دخالت باعث خراب شدن کار یا نشان‌دهنده بی‌کفایتی فرد دخالت‌کننده باشد.

  • Lass mich das machen, du pfuschst mir nur ins Handwerk!بگذار من این کار را بکنم، تو فقط داری در کارم دخالت خرابکارانه می‌کنی!
  • Der neue Chef pfuschte dem erfahrenen Team ins Handwerk und verursachte nur Probleme.رئیس جدید در کار تیم باتجربه دخالت کرد و فقط مشکل ایجاد کرد.
  • Versuche nicht, meine Arbeit zu machen, du wirst mir nur ins Handwerk pfuschen.سعی نکن کار مرا انجام دهی، تو فقط کارم را خراب می‌کنی.