jemandem verschlägt es die Sprache
زبان کسی بند آمدن، از تعجب لال شدن
Bedeutungen
1
مشابه ، به معنای لال شدن یا ناتوانی در صحبت کردن به دلیل تعجب شدید، شوک، ترس یا هیجان زیاد است. این عبارت کمی رسمیتر یا ادبیتر است.
- Die unerwartete Ankündigung verschlug ihr die Sprache.اعلام غیرمنتظره زبانش را بند آورد.
- Vor Ehrfurcht verschlug es den Kindern die Sprache.ترس از هیبت، زبان کودکان را بند آورد.
- Angesichts der Zerstörung verschlug es ihm die Sprache.در مواجهه با تخریب، زبانش بند آمد.