jemandem zu schaffen machen
برای کسی دردسر درست کردن، کسی را به زحمت انداختن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای ایجاد مشکل، دردسر یا زحمت برای شخص دیگری است. چیزی که ، باعث نگرانی، ناراحتی یا سختی برای آن شخص میشود.
- Die ständigen Lärmbelästigungen machen den Anwohnern sehr zu schaffen.مزاحمتهای مداوم صوتی، ساکنان را به زحمت انداخته است.
- Seine gesundheitlichen Probleme machten ihm in letzter Zeit sehr zu schaffen.مشکلات سلامتی او اخیراً او را بسیار به زحمت انداخته بود.
- Die unerwartete Aufgabe machte dem Teamleiter zu schaffen.وظیفه غیرمنتظره، رئیس تیم را به دردسر انداخت.