jemanden am Schlafittchen haben

Aussprache: /ˌjeːmandn̩ am ʃlaˈfɪtçən ˈhaːbn̩/
Worttrennung: je·man·den am Schla·fitt·chen ha·ben
اصطلاح

کسی را گیر انداختن و بازخواست کردن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای گیر انداختن کسی، معمولاً به صورت غیرمنتظره، و شروع به پرسیدن سوالات جدی یا بازخواست کردن او است. اغلب زمانی استفاده می‌شود که می‌خواهید کسی را مجبور به پاسخگویی کنید.

  • Als er nach Hause kam, hatte ihn seine Mutter am Schlafittchen und fragte, wo er gewesen sei.وقتی به خانه آمد، مادرش او را گیر انداخت و پرسید کجا بوده است.
  • Der Journalist hat den Politiker nach der Rede am Schlafittchen gehabt und ihn zu den Skandalen befragt.روزنامه‌نگار پس از سخنرانی، سیاستمدار را گیر انداخت و درباره رسوایی‌ها از او پرسید.
  • Ich habe meinen Bruder am Schlafittchen gehabt, weil er mein Fahrrad ausgeliehen hatte, ohne zu fragen.برادرم را گیر انداختم چون بدون اجازه دوچرخه‌ام را برداشته بود.