jemanden an den Bettelstab bringen
کسی را به خاک سیاه نشاندن، کسی را ورشکست کردن، کسی را به فقر کشاندن
Bedeutungen
1
کسی را کاملاً فقیر و بیچیز کردن، به طوری که مجبور به گدایی شود.
- Die hohen Steuern haben viele kleine Unternehmen an den Bettelstab gebracht.مالیاتهای سنگین بسیاری از کسبوکارهای کوچک را به خاک سیاه نشاند.
- Durch seine Spielsucht hat er seine Familie an den Bettelstab gebracht.او خانوادهاش را به خاطر اعتیاد به قمار به فقر کشاند.
- Wenn die Ernte ausfällt, können die Bauern schnell an den Bettelstab gebracht werden.اگر محصول از بین برود، کشاورزان به سرعت میتوانند ورشکست شوند.