jemanden an den Galgen bringen
کسی را به سزای اعمالش رساندن؛ کسی را به کشتن دادن
Bedeutungen
1
کسی را به مجازات مرگ رساندن، معمولاً به دلیل ارتکاب جرم سنگین؛ یا به طور استعاری، کسی را به نابودی کشاندن یا به شدت تنبیه کردن.
- Der König ließ den Verräter an den Galgen bringen, um ein Exempel zu statuieren.پادشاه خائن را به دار آویخت تا عبرتی برای دیگران باشد.
- Wenn du weiter so unvorsichtig bist, wirst du dich noch selbst an den Galgen bringen.اگر اینقدر بیاحتیاط ادامه دهی، خودت را به کشتن خواهی داد.
- Die Polizei hat den Dieb gefasst und wird ihn hoffentlich bald an den Galgen bringen.پلیس سارق را دستگیر کرده است و امیدواریم به زودی او را به سزای اعمالش برساند.