jemanden aufs Altenteil schicken
کسی را بازنشسته کردن / کسی را کنار گذاشتن (به معنای فرستادن به دوران بازنشستگی یا کنار گذاشتن از کار)
Bedeutungen
1
به معنای پایان دادن به فعالیت شغلی یا حرفهای فرد، معمولاً به دلیل رسیدن به سن بازنشستگی یا عدم نیاز به ادامه کار او، و فرستادن او به دوران استراحت یا کنار گذاشتن او از مسئولیتها.
- Nach 40 Jahren harter Arbeit wurde der alte Fabrikarbeiter endlich aufs Altenteil geschickt.پس از ۴۰ سال کار سخت، کارگر پیر کارخانه سرانجام بازنشسته شد.
- Der CEO wurde unerwartet aufs Altenteil geschickt, nachdem das Unternehmen verkauft wurde.مدیر عامل شرکت پس از فروش آن، به طور غیرمنتظرهای بازنشسته شد.
- Sie wollte noch nicht aufs Altenteil geschickt werden, aber ihr Gesundheitszustand ließ keine andere Wahl.او هنوز نمیخواست بازنشسته شود، اما وضعیت سلامتیاش چاره دیگری باقی نمیگذاشت.