jemanden für dumm verkaufen

Aussprache: /ˈjeːmandn̩ fyːɐ̯ dʊm fɛɐ̯ˈkaʊ̯fn̩/
Worttrennung: je·man·den ·für ·dum·m ·ver·kau·fen
اصطلاح

کسی را گول زدن، کسی را احمق فرض کردن

Bedeutungen

1

تلاش برای فریب دادن یا گمراه کردن کسی، با این فرض که او به اندازه کافی باهوش نیست تا حقیقت را بفهمد.

  • Du kannst mich nicht für dumm verkaufen, ich weiß genau, was du vorhast.تو نمی‌توانی مرا گول بزنی، من دقیقاً می‌دانم که در ذهن داری.
  • Der Verkäufer hat versucht, uns ein defektes Auto anzudrehen und uns für dumm zu verkaufen.فروشنده سعی کرد یک ماشین معیوب به ما بفروشد و ما را احمق فرض کند.
  • Hör auf, mich für dumm zu verkaufen! Ich bin nicht naiv.دست از سرم بردار و مرا احمق فرض نکن! من ساده نیستم.