jemanden in Atem halten
کسی را در تب و تاب نگه داشتن، کسی را مشغول نگه داشتن
Bedeutungen
1
به معنای مشغول نگه داشتن کسی، او را در حالت انتظار یا اضطراب قرار دادن، یا کاری کردن که فرد دائماً درگیر و متوجه باشد. این اصطلاح اغلب در مورد کودکان پرانرژی، پروژههای پیچیده یا موقعیتهای غیرمنتظره به کار میرود.
- Die kleinen Kinder halten ihre Eltern ganz schön in Atem.بچههای کوچک والدینشان را حسابی مشغول نگه میدارند.
- Das neue Projekt wird uns alle bis zum Ende des Jahres in Atem halten.پروژه جدید تا پایان سال همه ما را درگیر خواهد کرد.
- Sein ständiges Nachfragen hielt sie in Atem.پرسشهای مداوم او او را در حالت انتظار نگه میداشت.