jemanden in die Finger kriegen
کسی را به چنگ آوردن، کسی را گیر انداختن
Bedeutungen
1
مشابه ، به معنای دستگیر کردن، پیدا کردن یا به دام انداختن کسی است که از دسترس یا پیگرد گریخته یا پنهان شده است. این اصطلاح کمی عامیانهتر است.
- Wenn ich diesen Betrüger in die Finger kriege, wird er es bereuen.اگر این کلاهبردار را به چنگ بیاورم، پشیمان خواهد شد.
- Die Lehrerin hat den Schüler, der geschwänzt hat, endlich in die Finger gekriegt.معلم سرانجام دانشآموزی را که غیبت کرده بود، گیر انداخت.
- Wir werden ihn schon noch in die Finger kriegen, er kann nicht ewig davonlaufen.ما او را به چنگ خواهیم آورد، او نمیتواند تا ابد فرار کند.