jemanden in die Knie zwingen

Aussprache: /ˈjeːmandn̩ ɪn diː ˈkniː ˈt͡svɪŋən/
Worttrennung: je·man·den in ·die Knie ·zwin·gen
اصطلاح

کسی را به زانو درآوردن، کسی را مجبور به تسلیم کردن

Bedeutungen

1

به معنای مجبور کردن کسی به تسلیم شدن، شکست دادن قاطعانه کسی یا وادار کردن کسی به پذیرش شرایط دشوار. این اصطلاح می‌تواند به صورت تحت‌اللفظی یا استعاری به کار رود.

  • Die wirtschaftliche Krise zwang viele kleine Unternehmen in die Knie.بحران اقتصادی بسیاری از شرکت‌های کوچک را مجبور به تسلیم کرد.
  • Der starke Gegner versuchte, den jungen Boxer in die Knie zu zwingen.حریف قدرتمند تلاش کرد بوکسور جوان را به زانو درآورد.
  • Die hohe Steuerlast zwang die Bürger fast in die Knie.بار سنگین مالیات، شهروندان را تقریباً به زانو درآورد.