jemanden in die Zange nehmen

Aussprache: /ˈjeːmandn̩ ɪn diː ˈtsaŋə ˈneːmən/
Worttrennung: je·man·den in ·die Zan·ge ·neh·men
اصطلاح

کسی را تحت فشار قرار دادن، کسی را به تنگ آوردن (با سؤالات و غیره)

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای تحت فشار قرار دادن شدید یک نفر، معمولاً از طریق پرسیدن سوالات متعدد، انتقاد، یا ایجاد موقعیتی است که فرد نتواند از پاسخگویی یا توضیح فرار کند.

  • Die Journalisten nahmen den Politiker nach der Rede in die Zange.روزنامه‌نگاران پس از سخنرانی، سیاستمدار را تحت فشار قرار دادند.
  • Im Verhör versuchten die Ermittler, den Verdächtigen in die Zange zu nehmen.در بازجویی، بازرسان سعی کردند مظنون را به تنگ آورند.
  • Sie hat ihre Freundin mit Fragen zu ihrer Beziehung in die Zange genommen.او با سوالاتی درباره رابطه خود، دوستش را تحت فشار قرار داد.