jemanden ins kalte Wasser werfen

Aussprache: /ˈjeːmandn̩ ɪns ˈkaltə ˈvasɐ ˈvɛʁfn̩/
Worttrennung: je·man·den ins ·kal·te ·Was·ser wer·fen
اصطلاح

کسی را به آب سرد انداختن (کنایه از: کسی را بدون آمادگی قبلی وارد موقعیت دشوار کردن)

Bedeutungen

1

به معنای قرار دادن کسی در یک موقعیت جدید و چالش‌برانگیز بدون آموزش یا آمادگی کافی، به طوری که مجبور شود به سرعت خود را وفق دهد.

  • Der neue Chef hat mich sofort mit einem schwierigen Projekt ins kalte Wasser geworfen.رئیس جدید مرا بلافاصله با یک پروژه دشوار و بدون آمادگی قبلی وارد چالش کرد.
  • Sie war erst seit einer Woche im Unternehmen, als man sie ins kalte Wasser warf und die Leitung übernahm.او فقط یک هفته بود که در شرکت بود که او را بدون آمادگی قبلی وارد موقعیت دشواری کردند و مسئولیت را به او سپردند.
  • Manchmal ist es gut, jemanden ins kalte Wasser zu werfen, damit er lernt, selbstständig zu handeln.گاهی اوقات خوب است که کسی را بدون آمادگی قبلی وارد موقعیت دشواری کرد تا یاد بگیرد مستقل عمل کند.