jemanden mundtot machen

Aussprache: /ˈjeːmandn̩ ˈmʊntˌtoːt ˈmaxn̩/
Worttrennung: je·man·den ·mund·tot ·ma·chen
اصطلاح

کسی را ساکت کردن، جلوی حرف زدن کسی را گرفتن، دهان کسی را بستن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای جلوگیری از بیان عقیده، انتقاد یا صحبت کردن فردی است. این کار می‌تواند از طریق تهدید، ارعاب، اخراج یا روش‌های دیگر انجام شود تا صدای آن فرد شنیده نشود.

  • Die Regierung versuchte, den Journalisten mundtot zu machen, damit die Wahrheit nicht ans Licht kam.دولت تلاش کرد روزنامه‌نگار را ساکت کند تا حقیقت فاش نشود.
  • Er hat versucht, mich mit Geld zum Schweigen zu bringen, aber er kann mich nicht mundtot machen.او سعی کرد با پول مرا ساکت کند، اما نمی‌تواند جلوی حرف زدن مرا بگیرد.
  • Manche Arbeitgeber versuchen, ihre Angestellten mundtot zu machen, wenn es um Missstände geht.برخی کارفرمایان سعی می‌کنند هنگام بروز مشکلات، کارمندان خود را ساکت کنند.