jemanden unter Druck setzen
کسی را تحت فشار قرار دادن
Bedeutungen
1
به معنای اعمال فشار روانی، احساسی یا فیزیکی بر روی فردی برای وادار کردن او به انجام کاری، تصمیمگیری یا اعتراف. این فشار میتواند از طریق تهدید، ارعاب، یا ایجاد استرس صورت گیرد.
- Der Chef hat versucht, mich unter Druck zu setzen, damit ich die Überstunden mache.رئیس سعی کرد مرا تحت فشار بگذارد تا اضافه کاری را انجام دهم.
- Die Polizei setzte den Verdächtigen unter Druck, um ein Geständnis zu bekommen.پلیس برای گرفتن اعتراف، مظنون را تحت فشار قرار داد.
- Sie fühlte sich von ihren Eltern unter Druck gesetzt, einen bestimmten Beruf zu wählen.او احساس میکرد والدینش او را برای انتخاب شغل خاصی تحت فشار قرار میدهند.