jeweilig
مربوطه، هر یک، متناسب با هر مورد
Beispiele
- Jeder der drei Physiker ermordet eine Krankenschwester, um sein ''jeweiliges'' Geheimnis zu wahren.هر یک از سه فیزیکدان یک پرستار را به قتل میرساند تا راز مربوط به خود را حفظ کند.
- So unterschiedlich das ''jeweilige'' Krisenmanagement auch ist - gemeinsam ist doch allen die Erkenntnis, dass es so jedenfalls keinesfalls weitergehen kann.هر چقدر هم که مدیریت بحران مربوطه متفاوت باشد - اما همه در این درک مشترک هستند که به هر حال نمیتوان اینگونه ادامه داد.