jodieren

Aussprache: /joˈdiːrən/
Wortzerlegung: jo·die·ren
فعل

یددار کردن، با ید ضدعفونی کردن

Beispiele

  • In dieser Firma wird Speisesalz ''jodiert.در این شرکت نمک خوراکی یددار می‌شود.
  • Ich koche immer mit ''jodiertem'' Salz.من همیشه با نمک یددار آشپزی می‌کنم.
  • Der Arzt ''jodierte'' die Wunde.پزشک زخم را با ید ضدعفونی کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به چیزی ید افزودن، معمولاً برای جلوگیری از کمبود ید (مثلاً نمک).

  • Speisesalz wird oft jodiert, um Jodmangel vorzubeugen.نمک خوراکی اغلب یددار می‌شود تا از کمبود ید جلوگیری کند.
  • Manche Länder jodieren das Trinkwasser.برخی کشورها آب آشامیدنی را یددار می‌کنند.