joggen
دویدن آرام، جاگینگ کردن
Beispiele
- Die meisten der Befragten ''joggen'', um fit zu bleiben.بیشتر پاسخدهندگان برای روی فرم ماندن میدوند (جاگینگ میکنند).
Bedeutungen
1
(intransitiv)
برای ورزش یا تفریح با سرعت آهسته دویدن.
- Ich jogge jeden Morgen im Park.من هر روز صبح در پارک نرمدویدن میکنم.
- Sie joggt gerne, um fit zu bleiben.او دوست دارد برای حفظ تناسب اندام نرمدویدن کند.