فعل
فریاد کشیدن، هلهله کردن، داد و بیداد کردن
معانی و تعاریف johlen:
- فریاد کشیدن، هورا کشیدن، با صدای بلند و هیجانزده فریاد زدن
جملات نمونه برای johlen:
Die Feuerwehrmänner ließen es am Samstagabend als zweite Band so richtig krachen. So sehr, dass das begeisterte Publikum auf Tischen und Bänken tanzte, klatschte und ''johlte.''
آتشنشانان شنبه شب به عنوان گروه دوم واقعاً غوغا کردند. آنقدر که تماشاگران مشتاق روی میزها و نیمکتها میرقصیدند، دست میزدند و هلهله میکردند.
Die Fans johlten vor Freude, als ihre Mannschaft ein Tor schoss.
هواداران از خوشحالی فریاد کشیدند وقتی تیمشان گل زد.
Die Kinder johlten laut auf dem Spielplatz.
بچهها با صدای بلند در زمین بازی فریاد میکشیدند.