jubeln

Aussprache: /ˈjuːbl̩n/
Wortzerlegung: ju·beln
فعل

هورا کشیدن، ابراز شادی و سرور کردن

Beispiele

  • Die rund 45.000 Zuschauer ''jubelten'' dem 90-jährigen ehemaligen Präsidenten Südafrikas bei seiner Rede zu […].حدود ۴۵ هزار تماشاگر هنگام سخنرانی رئیس‌جمهور ۹۰ ساله سابق آفریقای جنوبی برای او هورا کشیدند.

Bedeutungen

1 über + Akkusativ

شادی کردن، هلهله کشیدن (به خاطر پیروزی، موفقیت)

  • Die Fans jubelten über den Sieg ihrer Mannschaft.هواداران از پیروزی تیمشان شادی می‌کردند.
  • Das Publikum jubelte, als der Sänger die Bühne betrat.تماشاگران وقتی خواننده روی صحنه آمد، هلهله کشیدند.
2 Dativ

(به کسی) تبریک گفتن، شادباش گفتن (کمتر رایج، ادبی)

  • Sie jubelte ihm zu seinem Geburtstag.او به مناسبت تولدش به او تبریک گفت.
  • Das Volk jubelte dem König bei seiner Ankunft.مردم هنگام ورود پادشاه به او شادباش گفتند.