jubeln
هورا کشیدن، ابراز شادی و سرور کردن
Beispiele
- Die rund 45.000 Zuschauer ''jubelten'' dem 90-jährigen ehemaligen Präsidenten Südafrikas bei seiner Rede zu […].حدود ۴۵ هزار تماشاگر هنگام سخنرانی رئیسجمهور ۹۰ ساله سابق آفریقای جنوبی برای او هورا کشیدند.
Bedeutungen
1
über + Akkusativ
شادی کردن، هلهله کشیدن (به خاطر پیروزی، موفقیت)
- Die Fans jubelten über den Sieg ihrer Mannschaft.هواداران از پیروزی تیمشان شادی میکردند.
- Das Publikum jubelte, als der Sänger die Bühne betrat.تماشاگران وقتی خواننده روی صحنه آمد، هلهله کشیدند.
2
Dativ
(به کسی) تبریک گفتن، شادباش گفتن (کمتر رایج، ادبی)
- Sie jubelte ihm zu seinem Geburtstag.او به مناسبت تولدش به او تبریک گفت.
- Das Volk jubelte dem König bei seiner Ankunft.مردم هنگام ورود پادشاه به او شادباش گفتند.