فعل
فریاد شادی کشیدن (آهسته/منطقهای)
معانی و تعاریف juchen:
- با شادی فریاد زدن، هورا کشیدن، شادمانی کردن (معمولاً با صدای بلند)
جملات نمونه برای juchen:
Als er erfuhr, dass er im Lotto gewonnen hatte, ''juchte'' er.
وقتی فهمید که در لاتاری برنده شده است، ''فریاد شادی کشید.''
Die Kinder juchten vor Freude über das Geschenk.
بچهها از خوشحالی هدیه فریاد شادی میکشیدند.
Als das Tor fiel, juchten die Fans im Stadion.
وقتی گل به ثمر رسید، هواداران در استادیوم هورا کشیدند.