juchen
فریاد شادی کشیدن (آهسته/منطقهای)
Beispiele
- Als er erfuhr, dass er im Lotto gewonnen hatte, ''juchte'' er.وقتی فهمید که در لاتاری برنده شده است، ''فریاد شادی کشید.
Bedeutungen
1
ohne Präposition
با شادی فریاد زدن، هورا کشیدن، شادمانی کردن (معمولاً با صدای بلند)
- Die Kinder juchten vor Freude über das Geschenk.بچهها از خوشحالی هدیه فریاد شادی میکشیدند.
- Als das Tor fiel, juchten die Fans im Stadion.وقتی گل به ثمر رسید، هواداران در استادیوم هورا کشیدند.