juckeln

Aussprache: /ˈjʊkl̩n/
Wortzerlegung: ju·ckeln
فعل

(با کمک sein) آهسته و لنگان حرکت کردن؛ (با کمک haben، به‌ویژه برای کودکان) بی‌قرار حرکت کردن، وول خوردن (به‌ویژه روی صندلی)

Beispiele

  • Mit dem Trabanten sind sie dann gerne am Wochenende durch die Gegend ''gejuckelt.آنها با ترابانتشان آخر هفته‌ها دوست داشتند در اطراف پرسه بزنند (آهسته حرکت کنند).
  • Jetzt ''juckel'' nicht so hin und her! Sitz endlich mal still!حالا اینقدر وول نخور! بالاخره یک جا آرام بنشین!

Bedeutungen

1 (intransitiv)

به آرامی و اغلب با تکان‌های زیاد حرکت کردن

  • Der alte Traktor juckelte über den Feldweg.تراکتور قدیمی با تکان از جاده خاکی عبور می‌کرد.
  • Wir juckelten stundenlang mit dem Bus durch die Landschaft.ما ساعت‌ها با اتوبوس در مناظر طبیعی آهسته حرکت می‌کردیم.