juckeln

Aussprache: /ˈjʊkl̩n/
Wortzerlegung: ju·ckeln
فعل

آهسته و با تکان حرکت کردن، وول خوردن

Bedeutungen

1 intransitiv (Perfekt mit sein)

(با فعل کمکی sein) به آرامی و با تکان‌های زیاد جابه‌جا شدن یا رانندگی کردن

  • Wir sind stundenlang mit dem alten Bus durch die Berge gejuckelt.ما ساعت‌ها با اتوبوس قدیمی و تکان‌تکان‌خوران در میان کوه‌ها حرکت کردیم.
2 intransitiv (Perfekt mit haben)

(با فعل کمکی haben) بی‌قرار بودن و روی صندلی تکان خوردن/وول خوردن

  • Juckel nicht ständig auf dem Stuhl herum!این‌قدر روی صندلی وول نخور!