juckeln
آهسته و با تکان حرکت کردن، وول خوردن
Bedeutungen
1
intransitiv (Perfekt mit sein)
(با فعل کمکی sein) به آرامی و با تکانهای زیاد جابهجا شدن یا رانندگی کردن
- Wir sind stundenlang mit dem alten Bus durch die Berge gejuckelt.ما ساعتها با اتوبوس قدیمی و تکانتکانخوران در میان کوهها حرکت کردیم.
2
intransitiv (Perfekt mit haben)
(با فعل کمکی haben) بیقرار بودن و روی صندلی تکان خوردن/وول خوردن
- Juckel nicht ständig auf dem Stuhl herum!اینقدر روی صندلی وول نخور!