judiziell

Aussprache: /judiˈtsi̯ɛl/
Worttrennung: ju·di·zi·ell
صفت

قضایی، قضاوتی

Bedeutungen

1

مربوط به دادگاه‌ها، قضاوت، یا فرآیندهای قانونی.

  • Das Gericht hat eine judizielle Entscheidung getroffen.دادگاه یک تصمیم قضایی اتخاذ کرد.
  • Der Fall wird judiziell geprüft.پرونده به صورت قضایی بررسی می‌شود.
  • Die judizielle Unabhängigkeit ist wichtig für die Demokratie.استقلال قضایی برای دموکراسی مهم است.
2

مربوط به قضاوت یا ارزیابی بر اساس اصول یا معیارها (گاهی با بار معنایی منفی یا مثبت).

  • Seine judizielle Einschätzung der Situation war korrekt.ارزیابی قضاوتی او از وضعیت صحیح بود.
  • Man sollte keine judiziellen Urteile über andere fällen, bevor man die Fakten kennt.نباید قبل از دانستن حقایق، قضاوت‌های قضاوتی درباره دیگران کرد.
  • Die judizielle Überprüfung des Gesetzes ergab keine Mängel.بررسی قضاوتی قانون هیچ نقصی را نشان نداد.