jungfräulich

Aussprache: /ˈjʊŋˌfʁɔɪ̯lɪç/
Worttrennung: jung·fräu·lich
صفت

باکره، دست‌نخورده

Bedeutungen

1

کسی که هنوز رابطه جنسی نداشته است؛ باکره.

  • Die junge Frau war noch jungfräulich.زن جوان هنوز باکره بود.
  • Er sprach über seine erste Erfahrung nach der jungfräulichen Zeit.او درباره اولین تجربه خود پس از دوران باکره بودن صحبت کرد.
  • In vielen Kulturen wird die jungfräuliche Unversehrtheit hoch geschätzt.در بسیاری از فرهنگ‌ها، پاکدامنی باکره بودن بسیار ارزشمند است.
2

چیزی که هنوز استفاده نشده، بکر یا دست‌نخورده باقی مانده است.

  • Der unberührte Wald war noch jungfräulich.جنگل بکر هنوز دست‌نخورده باقی مانده بود.
  • Das jungfräuliche Land wurde für den Bau der Stadt ausgewählt.سرزمین دست‌نخورده برای ساخت شهر انتخاب شد.
  • Diese Technik ist noch jungfräulich und muss weiter erforscht werden.این تکنیک هنوز بکر است و باید بیشتر مورد تحقیق قرار گیرد.