junggeblieben

Aussprache: /ˈjʊŋɡəˌbliːbn̩/
Worttrennung: jung·ge·blie·ben
صفت

جوان مانده، با روحیه جوان

Bedeutungen

1

کسی که با وجود بالا رفتن سن، همچنان روحیه‌ای جوان، فعال و علاقه‌مند به مسائل روز دارد.

  • Meine Großmutter ist trotz ihres Alters sehr junggeblieben.مادربزرگ من با وجود سنش، بسیار جوان مانده است.
  • Er ist 70, aber er wirkt durch seine Hobbys immer noch junggeblieben.او ۷۰ ساله است، اما به خاطر سرگرمی‌هایش هنوز هم روحیه جوانی دارد.
  • Sie hat eine junggebliebene Art, die alle mögen.او رفتاری جوان‌پسند دارد که همه دوستش دارند.