nachjustieren
دوباره تنظیم کردن، کالیبره کردن مجدد، اصلاح کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas nachjustieren)
پس از یک تنظیم اولیه، تنظیمات را دوباره و با دقت بیشتری انجام دادن؛ اصلاح کردن یا دقیقتر کردن یک تنظیم.
- Wir müssen die Maschine nach der ersten Messung nachjustieren.ما باید ماشین را پس از اندازهگیری اول دوباره تنظیم کنیم.
- Der Techniker hat die Einstellungen des Geräts nachjustiert.تکنسین تنظیمات دستگاه را مجدداً کالیبره کرد.