juwelenbesetzt
جواهرنشان، مرواریددوزی شده
Bedeutungen
1
چیزی که با جواهرات، سنگهای قیمتی یا مروارید تزئین شده است.
- Die Königin trug eine juwelenbesetzte Krone.ملکه تاجی جواهرنشان بر سر داشت.
- Sie schenkte ihm eine Manschettenknopf, die mit kleinen Diamanten juwelenbesetzt war.او دکمه سرآستینی به او هدیه داد که با الماسهای کوچک جواهرنشان بود.
- Das Kleid war mit Perlen und juwelenbesetzten Applikationen verziert.لباس با مرواریدها و تزئینات جواهرنشان آراسته شده بود.