käfigartig

Aussprache: /ˈkɛːfɪçˌʔaʁtɪç/
Worttrennung: kä·fig·ar·tig
صفت

قفس‌مانند، شبیه قفس

Bedeutungen

1

دارای ساختار یا شکلی شبیه به قفس، که معمولاً فضایی محدود و محصور را تداعی می‌کند.

  • Die Gitterstäbe bildeten eine käfigartige Struktur.میله‌های نرده ساختاری قفس‌مانند ایجاد کرده بودند.
  • Er fühlte sich in der kleinen Wohnung wie in einem käfigartigen Gefängnis.او در آپارتمان کوچک مانند زندانی قفس‌مانند احساس می‌کرد.
  • Die Architektur des alten Gefängnisses war streng und käfigartig.معماری زندان قدیمی سختگیرانه و قفس‌مانند بود.