käfigen
به قفس انداختن، در قفس نگه داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas käfigen)
حیوانی یا گاهی انسانی را در قفس قرار دادن یا زندانی کردن.
- Die Wilderer haben den Tiger in einen Käfig gekäfigt.شکارچیان غیرقانونی ببر را در قفسی انداختند.
- Der Zirkus käfigt seine Tiere nicht, sondern lässt sie frei laufen.سیرک حیواناتش را به قفس نمیاندازد، بلکه اجازه میدهد آزادانه بدوند.