kälken
گچکاری کردن، آهکپاشی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas kälken)
آهک زدن، با آهک سفید کردن (معمولاً به عنوان واژهای قدیمیتر یا منطقهای برای 'kalken').
- Man muss die Wände regelmäßig kälken, um sie sauber zu halten.باید دیوارها را به طور منظم آهک زد تا تمیز بمانند.
- Der Winzer kälkte die Rebstöcke, um sie vor Schädlingen zu schützen.شرابساز موها را آهک زد تا از آفات محافظت کند.