kälken
گچکاری کردن، فضله کردن (پرندگان)
Beispiele
- Er ''kälkt'' die Wand weiß.او دیوار را سفید گچکاری میکند.
- Der Adler ''kälkt.عقاب فضله میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
آهک زدن، با آهک سفید کردن (معمولاً به عنوان یک واژه قدیمیتر یا منطقهای برای 'kalken')
- Früher kälkte man die Ställe regelmäßig.در گذشته، اصطبلها را به طور منظم آهک میزدند.
- Die Fassade des alten Hauses wurde neu gekälkt.نمای خانه قدیمی دوباره با آهک سفید شد.