kälten
سرد کردن، خنک کردن
Beispiele
- Ein frisches Hemd ''kältet'' auf dem Oberkörper.یک پیراهن تازه روی بالاتنه 'احساس سرما' ایجاد میکند.
- Draußen hagelt und ''kältet'' es.بیرون تگرگ میبارد و 'هوا سرد میشود'.
- Wir werden gewärmt vom Sommer und ''gekältet'' vom Winter.ما توسط تابستان گرم میشویم و توسط زمستان 'سرد میشویم'.
- Er ''kältet'' die Apparatur mit Eiswürfeln.او دستگاه را با تکههای یخ 'سرد میکند'.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را سرد یا خنک کردن (اغلب با افعالی مانند 'kühlen' یا 'abkühlen' جایگزین میشود).
- Der Wind kältet die Haut.باد پوست را سرد میکند.
- Man kann Getränke im Kühlschrank kälten.میتوان نوشیدنیها را در یخچال سرد کرد.
2
sich + Akkusativ
خودش سرد شدن، خنک شدن (اغلب با 'sich abkühlen' جایگزین میشود).
- Das Wasser kältete sich schnell in der Nacht.آب به سرعت در طول شب سرد شد.
- Nach dem Sport kältet sich der Körper langsam ab.بعد از ورزش، بدن به آرامی خنک میشود.