flottkommen

Aussprache: /ˈflɔtkɔmən/
Worttrennung: flott·kom·men
فعل

دوباره به راه افتادن، پیش رفتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

پس از گیر کردن، توقف یا وقفه، دوباره به طور روان و سریع به حرکت درآمدن یا شروع به کار کردن. این می‌تواند شامل حرکت وسایل نقلیه، ماشین‌آلات یا حتی پیشرفت در یک کار باشد.

  • Nach dem Stau kam der Verkehr endlich wieder flott.پس از ترافیک، بالاخره ترافیک دوباره روان شد.
  • Die alte Maschine kam nach der Reparatur wieder flott.ماشین قدیمی پس از تعمیر دوباره به راه افتاد.