herkommen
اینجا آمدن، ریشه داشتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به سمت محل گوینده آمدن یا رسیدن.
- Komm doch mal her, ich muss dir etwas zeigen!بیا اینجا، باید چیزی به تو نشان دهم!
- Woher kommst du?تو اهل کجایی؟ / از کجا میآیی؟
2
von + Dativ / woher
منشأ یا ریشه در چیزی/جایی داشتن.
- Das Geräusch kommt von der Straße.صدا از خیابان میآید.
- Diese Krankheit kommt von schlechter Ernährung.این بیماری ناشی از تغذیه بد است.