zukommen
نزدیک شدن، در انتظار بودن، حق کسی بودن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ (etwas zukommen) / Dativ (jemandem zukommen)
به کسی یا چیزی نزدیک شدن؛ رسیدن یا فرا رسیدن (یک رویداد، خبر).
- Ein Sturm kommt auf die Küste zu.طوفانی به سمت ساحل نزدیک میشود.
- Neue Informationen sind uns zugekommen.اطلاعات جدیدی به دست ما رسیده است.
2
Dativ (jemandem zukommen)
حق قانونی، وظیفه یا سهمی که شایسته یا متعلق به کسی است.
- Diese Leistung kommt Ihnen als langjährigem Mitarbeiter zu.این مزایا به عنوان کارمند باسابقه شما، به شما تعلق میگیرد.
- Es kommt ihm nicht zu, über andere zu urteilen.این وظیفه او نیست که درباره دیگران قضاوت کند.