auskommen
سر کردن، کنار آمدن، بدون چیزی ساختن
Bedeutungen
1
mit + Dativ (mit jemandem / etwas auskommen)
با مقدار مشخصی پول یا منابع سر کردن و مدیریت داشتن؛ از پس هزینهها برآمدن.
- Sie kommt mit ihrem geringen Gehalt gut aus.او با حقوق کمش به خوبی سر میکند.
- Wir müssen mit dem auskommen, was wir haben.ما باید با آنچه داریم، بسازیم.
2
mit + Dativ (mit jemandem / etwas auskommen)
با اشخاص رابطه خوبی داشتن و کنار آمدن؛ روابط دوستانه داشتن.
- Er kommt mit seinen Nachbarn gut aus.او با همسایگانش خوب کنار میآید.
- Die beiden Kolleginnen kommen miteinander aus.آن دو همکار با هم کنار میآیند.
3
ohne + Akkusativ
بدون نیاز به چیزی یا کسی سر کردن؛ از عهده چیزی برآمدن بدون کمک.
- Kannst du ohne Kaffee am Morgen auskommen?آیا میتوانی صبحها بدون قهوه سر کنی؟
- Er kann gut ohne fremde Hilfe auskommen.او به خوبی میتواند بدون کمک دیگران کارش را انجام دهد.