auskommen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌkɔmən/
Worttrennung: aus·kom·men
فعل

سر کردن، کنار آمدن، بدون چیزی ساختن

Bedeutungen

1 mit + Dativ (mit jemandem / etwas auskommen)

با مقدار مشخصی پول یا منابع سر کردن و مدیریت داشتن؛ از پس هزینه‌ها برآمدن.

  • Sie kommt mit ihrem geringen Gehalt gut aus.او با حقوق کمش به خوبی سر می‌کند.
  • Wir müssen mit dem auskommen, was wir haben.ما باید با آنچه داریم، بسازیم.
2 mit + Dativ (mit jemandem / etwas auskommen)

با اشخاص رابطه خوبی داشتن و کنار آمدن؛ روابط دوستانه داشتن.

  • Er kommt mit seinen Nachbarn gut aus.او با همسایگانش خوب کنار می‌آید.
  • Die beiden Kolleginnen kommen miteinander aus.آن دو همکار با هم کنار می‌آیند.
3 ohne + Akkusativ

بدون نیاز به چیزی یا کسی سر کردن؛ از عهده چیزی برآمدن بدون کمک.

  • Kannst du ohne Kaffee am Morgen auskommen?آیا می‌توانی صبح‌ها بدون قهوه سر کنی؟
  • Er kann gut ohne fremde Hilfe auskommen.او به خوبی می‌تواند بدون کمک دیگران کارش را انجام دهد.