hereinkommen
وارد شدن, رسیدن کالا یا پول
Bedeutungen
1
in + Akkusativ / durch + Akkusativ / (بدون مفعول)
وارد یک اتاق، ساختمان یا محیط بسته شدن (به سمت گوینده یا داخل یک فضا).
- Bitte kommen Sie herein!لطفاً وارد شوید!
- Der Wind kam durch das offene Fenster herein.باد از پنجره باز وارد شد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
به دست آمدن، واصل شدن، وارد حساب شدن (پول، درآمد، سفارش، کالا).
- Dieses Jahr ist viel Geld hereingekommen.امسال پول زیادی به دست آمده است.
- Die Bestellung ist noch nicht hereingekommen.سفارش هنوز نرسیده است.