freikämpfen
با مبارزه آزاد کردن، خود را رها کردن
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ / Akkusativ
با مبارزه یا تلاش زیاد، خود را یا دیگری را از یک موقعیت دشوار یا اسارت رها کردن.
- Die Soldaten kämpften sich durch die feindlichen Linien frei.سربازان با مبارزه خود را از خطوط دشمن آزاد کردند.
- Er kämpfte sich aus der Gefangenschaft frei.او با مبارزه خود را از اسارت رها کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas freikämpfen)
با تلاش و مبارزه، راهی را باز کردن یا مانعی را از سر راه برداشتن.
- Die Bergsteiger kämpften sich den steilen Hang frei.کوهنوردان با مبارزه راه خود را در شیب تند باز کردند.
- Sie musste sich den Weg durch das dichte Unterholz freikämpfen.او مجبور بود با مبارزه راه خود را از میان درختان انبوه باز کند.