zurückkämpfen

Aussprache: /t͡suˈrʏkˌkɛmp͡fn̩/
Worttrennung: zu·rück·kämp·fen
فعل

با تلاش به موقعیت قبلی بازگشتن, جبران کردن

Bedeutungen

1 sich + zurückkämpfen (به خود بازگرداندن)

با تلاش و مبارزه به موقعیت قبلی بازگشتن یا از وضعیت دشواری خارج شدن.

  • Nach der schweren Krankheit musste er sich mühsam ins Leben zurückkämpfen.او پس از بیماری سخت، مجبور بود به سختی به زندگی بازگردد.
  • Das Team kämpfte sich nach dem Rückstand wieder zurück.تیم پس از عقب افتادن، دوباره با تلاش به بازی برگشت.
2 Akkusativ (چیزی را با مبارزه پس گرفتن)

چیزی را که از دست رفته است، با مبارزه و تلاش دوباره به دست آوردن.

  • Sie kämpfte um ihre Rechte und gewann den Prozess.او برای حقوق خود جنگید و در دعوی پیروز شد.
  • Der Autor kämpfte um die Anerkennung seines Werkes.نویسنده برای به رسمیت شناخته شدن اثرش تلاش کرد.