kämpferisch
جنگجو، ستیزهجو، مبارزهطلب
Bedeutungen
1
دارای روحیهای ستیزهجو، آماده مبارزه یا دفاع از خود یا اهداف خود.
- Die Mannschaft zeigte einen kämpferischen Einsatz im Spiel.تیم در بازی رویکردی مبارزهطلبانه از خود نشان داد.
- Er verteidigte seine Ideen mit kämpferischer Leidenschaft.او از ایدههای خود با شور و شوق جنگجویانه دفاع کرد.
- Die Gewerkschaft ist bekannt für ihre kämpferische Haltung.این اتحادیه به خاطر موضع ستیزهجویانه خود شناخته شده است.