zurückkämpfen
با تلاش به موقعیت قبلی بازگشتن, جبران کردن
Bedeutungen
1
sich + zurückkämpfen (به خود بازگرداندن)
با تلاش و مبارزه به موقعیت قبلی بازگشتن یا از وضعیت دشواری خارج شدن.
- Nach der schweren Krankheit musste er sich mühsam ins Leben zurückkämpfen.او پس از بیماری سخت، مجبور بود به سختی به زندگی بازگردد.
- Das Team kämpfte sich nach dem Rückstand wieder zurück.تیم پس از عقب افتادن، دوباره با تلاش به بازی برگشت.
2
Akkusativ (چیزی را با مبارزه پس گرفتن)
چیزی را که از دست رفته است، با مبارزه و تلاش دوباره به دست آوردن.
- Sie kämpfte um ihre Rechte und gewann den Prozess.او برای حقوق خود جنگید و در دعوی پیروز شد.
- Der Autor kämpfte um die Anerkennung seines Werkes.نویسنده برای به رسمیت شناخته شدن اثرش تلاش کرد.