kärntisch

Aussprache: /ˈkɛʁntɪʃ/
Worttrennung: kärn·tisch
صفت

مربوط به کرنتن، کرنتنی

Bedeutungen

1

مربوط به ایالت کرنتن در اتریش، یا متعلق به مردم و فرهنگ آن منطقه.

  • Die kärntische Landschaft mit ihren Seen ist im Sommer sehr beliebt.منظره کرنتنی با دریاچه‌هایش در تابستان بسیار محبوب است.
  • Er hat einen typisch kärntischen Humor.او شوخ‌طبعی مشخص کرنتنی دارد.
  • Die kärntische Küche bietet viele herzhafte Gerichte.آشپزی کرنتنی غذاهای لذیذ فراوانی ارائه می‌دهد.