käseartig

Aussprache: /ˈkɛːzəˌʔaʁtɪç/
Worttrennung: kä·se·ar·tig
صفت

پنیری، شبیه پنیر

Bedeutungen

1

دارای طعم، بو، بافت یا ظاهر شبیه پنیر.

  • Die Suppe hatte eine leicht käseartige Konsistenz.سوپ بافتی کمی پنیری داشت.
  • Er mag keine käseartigen Gerichte, obwohl er Käse pur isst.او غذاهای پنیری را دوست ندارد، اگرچه پنیر خالص می‌خورد.
  • Die Textur des Snacks war unerwartet käseartig.بافت این میان‌وعده به طور غیرمنتظره‌ای پنیری بود.