käuen

Aussprache: /ˈkɔɪ̯ən/
Worttrennung: käu·en
فعل

جویدن، نشخوار کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas käuen)

غذا را دوباره از معده به دهان آوردن و جویدن (نشخوار کردن)، معمولاً در مورد حیوانات نشخوارکننده.

  • Die Kuh käut gemächlich ihr Futter.گاو با آرامش غذای خود را نشخوار می‌کند.
  • Manche Tiere müssen das Futter wieder kauen, um es besser zu verdauen.برخی حیوانات باید غذا را دوباره بجوند تا بهتر هضم کنند.
2 nach + Dativ / über + Akkusativ

به طور مجازی، به چیزی عمیقاً فکر کردن، در مورد چیزی تأمل کردن یا آن را مرور کردن.

  • Er saß da und käute über seine Fehler nach.او آنجا نشسته بود و به اشتباهاتش فکر می‌کرد.
  • Sie käute die Worte des Lehrers immer wieder.او بارها و بارها کلمات معلم را در ذهن مرور می‌کرد.