käuflich
قابل خرید، فروختنی، رشوه پذیر، مادیگرا
Bedeutungen
1
چیزی که میتوان آن را خرید؛ قابل فروش؛ فروختنی.
- Das Haus ist leider nicht mehr käuflich.متأسفانه دیگر خانه فروختنی نیست.
- Viele gebrauchte Bücher sind käuflich zu erwerben.بسیاری از کتابهای دست دوم قابل خرید هستند.
- Diese seltene Münze ist bald käuflich.این سکه کمیاب به زودی قابل خرید خواهد بود.
2
کسی که حاضر است برای رسیدن به اهداف خود رشوه بدهد یا تحت تأثیر پول قرار گیرد؛ رشوه پذیر؛ فاسد.
- Er war ein käuflicher Beamter, der sich bestechen ließ.او یک کارمند رشوه پذیر بود که رشوه میگرفت.
- Manche Leute sind käuflich und verraten ihre Prinzipien für Geld.برخی افراد مادیگرا هستند و اصول خود را به خاطر پول زیر پا میگذارند.
- Der Richter wurde als käuflich entlarvt.قاضی به عنوان رشوه گیرنده/فاسد شناسایی شد.