wiederkäuen

Aussprache: /ˌviːdɐˈkɔɪ̯ən/
Worttrennung: wie·der·käu·en
فعل

نشخوار کردن, مدام تکرار کردن (فکر)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

فرآیند طبیعی در حیوانات نشخوارکننده که غذای نیمه‌هضم شده را از معده دوباره به دهان آورده و می‌جوند.

  • Die Kühe wiederkäuen nach dem Fressen gemächlich.گاوها پس از خوردن غذا به آرامی نشخوار می‌کنند.
  • Manche Tiere müssen mehrmals am Tag wiederkäuen.برخی حیوانات باید چندین بار در روز نشخوار کنند.
2 Akkusativ (etwas + wiederkäuen)

به طور مجازی، مرور کردن یا تکرار کردن مداوم یک فکر، موضوع یا مشکل در ذهن بدون رسیدن به نتیجه جدید یا راه‌حل.

  • Er wiederkäut seit Stunden denselben Fehler.او ساعت‌هاست که همان اشتباه را در ذهن خود مرور می‌کند.
  • Hör auf, diese negativen Gedanken wiederzukäuen!بس کن، این افکار منفی را مدام تکرار نکن!