wiederkäuen
نشخوار کردن, مدام تکرار کردن (فکر)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
فرآیند طبیعی در حیوانات نشخوارکننده که غذای نیمههضم شده را از معده دوباره به دهان آورده و میجوند.
- Die Kühe wiederkäuen nach dem Fressen gemächlich.گاوها پس از خوردن غذا به آرامی نشخوار میکنند.
- Manche Tiere müssen mehrmals am Tag wiederkäuen.برخی حیوانات باید چندین بار در روز نشخوار کنند.
2
Akkusativ (etwas + wiederkäuen)
به طور مجازی، مرور کردن یا تکرار کردن مداوم یک فکر، موضوع یا مشکل در ذهن بدون رسیدن به نتیجه جدید یا راهحل.
- Er wiederkäut seit Stunden denselben Fehler.او ساعتهاست که همان اشتباه را در ذهن خود مرور میکند.
- Hör auf, diese negativen Gedanken wiederzukäuen!بس کن، این افکار منفی را مدام تکرار نکن!